تبلیغات
عمرانه - اندر حکایت تفالی به حافظ شیرازی
 
عمرانه
دوشنبه 19 خرداد 1393 :: نویسنده : یه بنده ی خدا

ماجرای فال حافظ زیبا هم خیلی با مزه بود .

آغا ما چشم انتظار تا به تفسیر زیبا خانم اونی که خیلی خوبه و اون یکی که تا ببینمش عاشقش می شم بیان . اولی که خداییش ، موردی خوب بود . پدرشون کارخونه دار و وضع شون عالی ، خوانواده ی خوبی هم داشتن ولی خود پسره هم قد خودم بود و از من هم لاغر تر .

ولی دومی میشه گفت همه چیزشون خوب بود . من بیش تر عاشق مامان و خواهرش شدم که واقعا دوست داشتنی بودند . از شخصیت خود پسره هم خوشم اومد ، خیلی معقول حرف می زد و جزو اون دسته از آدم هایی بود که توی جلسه ی اول شخصیتشون رو می پسندیدم.

اون ها هم به گفته ی خودشون خیلی ما رو پسندیدن.

ما استخاره کردیم خیلی بد اومد . ما هم بهشون جواب منفی دادیم .

خواهرش زنگ زد که چرا استخاره ؟ دوباره فرداش خود پسره زنگ زد . بار اول من گوشی رو بر داشتم که مامان نبود و وقتی خودش رو معرفی کرد خیلی تعجب کردم . بعد دوباره زنگ زد و با مامان صحبت کرد و مامان کلی براشون توضیح داد .

ما اون دفعه بار اول سه بار برای او(!) استخاره کردیم و همه اش بد اومد . حتی برای ترک شون هم استخاره کردیم حاج آقا م. گفت آیه ای اومده که حضرت ابراهیم از آتش نجات پیدا می کنند. به خودم می گفتم این که پسر خوبیه و خانواده ی خوبی هم داره و به گفته ی خودش خونه و ماشین و... هم داره چرا این قدر استخاره اش بد میاد.

تا زمانی که 5 ماه گذشت و دوباره اومدن و گفتیم باید استخاره کنیم .بار دوم استخاره مون بد نیومد ولی هم چین تعرفی هم نداشت ، توش گفته بود ضرر داره . به نظرم واقعا قرار بود یه اتفاقی بیفته و الا نمی دونم چرا ما چشم مون روی همه چیز بسته شد ... بگذریم ، خواستم فقط بگم که بعد همه ی اون اتفاقا دیگه برای بداومدن استخاره هامون چرا نمیاریم ، می دونیم حتما حکمتی داره ، شاید یه زمانی بفهمی و شاید هم هیچ وقت نفهمی .

مخصوصا استخاره های آقای ! ، وقتی جوابش رو می شنوم انگار برای حاج اقا توضیح دادی که مسئله ات چیه و دارن در مورد همون بهت نظر میدن به قول « ر. خانم »آدم وقتی می شنوه از درستیش میخ کوب می شه به زمین .

حتی آقای فرهنگ هم (یکی از مشاورین کشوری هستن که من نه 100 در 100 ولی خیلی حرفاشون رو قبول دارم) می گفتن برای امر ازدواج استخاره کنید چون همه چیز رو ادم متوجه نمی شه ،به قولی برای لایه های پنهان .

حتی رئیس دفتر حاج آقا می گفتن : حاج آقا برای تنها چیزی که اجازه می دن همون اول استخاره بشه امر ازدواجه (می دونید که استخاره برای موقعی هست که آدم سر دو راهی قرار می گیره ، توی هر کاری باید اول مشورت و تحقیق باشه بعد استخاره ولی ازدواج استثناست)

 





نوع مطلب :
برچسب ها : من و خودم، روزانه های من،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 خرداد 1393 11:17 ق.ظ
منم با اینکه مطمئن بودم اما یه حاج اقایی برام قران باز کرد و سوره یوسف اومد. دقیقا نمیدونم ایه چی بود اما توش کلمه مبارک بود و تا این کلمه رو حاج اقا دید گفت مبارک باشه خیلی خوبه
یه بنده ی خدا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


از آنچه خدا با ابلیس کرد پند بگیرید،زمانی که عمل طولانی و تلاش بسیارش را به خاطر یک لحظه تکبر حبط کرد.
پس بعد از ابلیس چه کسی ایمن است که این چنین نافرمانی خدا را نکند!!!
امیرالمومنین-علی (ع)

مدیر وبلاگ : یه بنده ی خدا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :