تبلیغات
عمرانه - یادداشت نهم
 
عمرانه
شنبه 16 اسفند 1393 :: نویسنده : یه بنده ی خدا
 هوالمحبوب
اولین باری که فیلم کره ای دیدم توی تی وی بود و یانگم که به خاطر سخت کوشی شخصیت اصلی ش حسابی خوشم اومد ... بعد از اون جومونگ بود و بازم هم از تی وی ...
که از اون به بعد بود که دیگه حسابی اسم فیلم کره ای رو می شنیدم و حتی توی دانشگاه بین دوستای صمیمی م سی دی سریال هاش رد و بدل می شد ولی من هیچ علاقه ای به دیدن شون نداشم .
یکی از پرو پا قرص ترین طرفدارای فیلم های کره ای مادربزرگمه ... اون قده بامزه است ...فک کنم یه شصت دوری جومونگ و یانگم رو دیده .اون روز که رفته بودم خونشون داشت سریال افسانه ماه و خورشید رو نگاه می کرد من که تا اون موقع اصلا این فیلم رو دنبال نمی کردم .همیچین باذوق نگاه می کرد دلم می خواست اون قده بوسش کنم ... همراه مادربزرگم نشستم پای فیلم ولی بیش تر زیر چشمی داشتم مامان بزرگ رو دید می زدم...
چند شب از بیکاری میشینم پاش و واقعا به نظرم بی خوده همیشه سعی می کنم یه فیلم خارجی که میبینم به نکات خوبش دقت کنم .سخت کوشیشون ...مهارت شون ...
ولی واقعا این هیچی نداره .از بعد دونگ یی بود که گاهی به خودم می گفتم من چه احمقیم می شینم پای این سریالی که امپراطور بیکارش وقتش رو بین زنش و عشقش و معشوقه اش می گذرونه ....
فک کنم حدود یک سال پیش بود که خواهرم یه سی دی فیلم کره ای مدرن از دوستاش گرفته بود و آورده بود خونه .
قبل از اون وقتی تو اینترنت تبلیغات فیلم کره ای جدید رو  می دیدم یه حسی بهشون داشتم و احساس می کردم یه جوریه ولی بعد از اون تازه فهمیدم چرا بین بچه ها این همه طرفدار داره و جالب تر این که یکی از دوست های فشن دانشگاه م که خودش می گفت شنیدم پسرا پشت سرم بهم می گن عروس خانوم تمامی حرکاتش و پوشش و راه رفتنش شبیه نقش اول فیلمه بود ...یعنی واقعا برام عجیب بود که این همه تاثیر گذاری....
توی این چند روز بعد کنکور واقعا حوصله ی هیچ کاری نداشتم .نه کتاب خوندن ، نه تی وی ، نه حتی وبلاگم و سایت های که باید سر بزنم . همیشه بعد امتحانا که این جور میشم رمان میگیرم دست و رمان می خونم ولی این بار چون هیچ رمانی سراغ نداشتم دخترعموم پیشنهاد فیلم بهم داد!
دختر عموم که حدود 10 سالی ازم کوچک تره شده مرکز پخش فیلم های کره ای بین جوون های دور و بر!!!! از بچه های کلاس به بچه های فامیل ...
میگه گاهی بچه ها فیلم میارن زنگ تفریح تو کلاس (به یمن مدرسه های هوشمند) میشینیم نگاه می کنیم!!!!!
دوتا فیلمی که بهم داد یکی باران عشق بود که اگ از خیلی چیزهاش چشم بپوشونیم خوشم اومد ازش .نه از عشق و عاشقی های فیلم کره ای ، بیش تر به خاطر سرزندگی و شادابی دختر نقش اولش خیلی خوشم اومد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


از آنچه خدا با ابلیس کرد پند بگیرید،زمانی که عمل طولانی و تلاش بسیارش را به خاطر یک لحظه تکبر حبط کرد.
پس بعد از ابلیس چه کسی ایمن است که این چنین نافرمانی خدا را نکند!!!
امیرالمومنین-علی (ع)

مدیر وبلاگ : یه بنده ی خدا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :